تبليغاتX
تـایـمـاز گـلـولـه یـخ

تـایـمـاز گـلـولـه یـخ

دستهايم را دوست دارم ، زيرا گاهي به خواست خدا ، دست نيازمندي را گرفته اند. دستهايم را دوست دارم ، زيرا گاهي به اراده خدا گره از كار كسي گشوده اند. گاهي دست نوازشي شده اند ، گاهي نوشته اي محبت آميز نگاشته اند ، گاهي اشكي پاك كرده اند ، دستي تكان داده اند ، ارزني پاشيده اند ، سنگي برداشته اند.

  دوستشان دارم آن گاه كه به نياز به سوي خداي از همه بي نياز پرواز كرده اند و اي خداي مهربان ، شكو فههاي استجابت را نثارشان كرده اي.

  دست هايم را دوست دارم.

و دستها برا ظهورت می رن به سمت خدا و می گن: مهدی بيا....

                              

نوشته شده توسط تایماز در دوشنبه 1386/06/05 ساعت 17:3 | لینک ثابت |

این آپ مناسبتیه....در سوگ یک عزیز از دست رفته زدمش....قرار نبود این باشه ولی این شد.

برا شادی روحش جمیعا من قرا الفاتحه الصلوات.

.

.

در سوگ مرگ قناری چه باید گفت کدام آواز را می توان خواند چه گونه از سر مستی میتوان نوشت
دزدان معرفت کمکان سر گردانند درتلاطم دریای معرفت
شیوهء مردن تنها به دست غاصبان انسانیت است و آه که هر روز یکی میمیرد
کتاب های توانایی در زیر لایه ای از خک خفته اند و آه که هر روز کسی تواناتر از توانا میشود
شهر عشق تنها در رویاهای کودکان آباد است و آ که کودکان بی گناه بزرگ میشوند
در سوگ مرگ قناری کدام آواز را زمزمه کنم
هیچ پرنده ای نیست که هم آواز قصیده هایم شود
هیچ برگی نیست که با آوازم به رقص دراید
وهیچ درختی نیست که میزبان جشن پر شکوهم شود
در سوگ مرگ قناری کدام آواز را زمزمه کنم
هراس های بیهوده چنان در دلهای تاریک نفوذ کرده که روشن دلان نیز تر سو وار چراغ دلشان را خاموش کرده اند
شهر پر از آشوب است
جاده های اطراف نیز کمینگاه دزدان صمیمیت،دزدان عشق و دزدان شجاعت است
مردمان بی شناخت آواز شناخت را با صدای بلند و با ساز بی توجهی می خوانندو می رقصند
و زین غفلت نیز بی هیچ دلهره ای شادمانند

در سوگ مرگ قناری کدام آواز را زمزمه کنم
در میان کلبهء خاموشی نوجوانی سخت تب دارد و بجز خواهر کوچکش هیچ جنبنده ای را ز درد او هراسی نیست
در کلبه ای دیگر چند فرزند به سوگ پدری نشسته اند در حالی که مادر چشم انتظار باز شدن در خانه است
چگونه از سر مستی اشراف زادگان بگویم که آنها نیز نیازمند هدفی برای زندگیشان هستند
در سوگ مرگ قناری کدام آواز را زمزمه کنم
دگر ماه نیست
ستارگان شب نیز آن قدر ضعیف شده اند که نورشان تنها بودنشان را نشان میدهد
از سیاهی شب چه بگویم
کجاست آن ماه درخشان که هر که او را می دید سپیدی طلوع خورشید را باور داشت
کجایند آن ستارگان که شب را با آن همه سیاهی و دلتنگیش را به چادری زیبا و سر شار از امید تبدیل میکرند
کجاست آن کودک که با انگشت خود ستاره اش را نشان میداد
و چه شد آن دل پر احساس که هر شب ساعت ها با ماه و ستاره سخن می گفت
در سوگ مرگ قناری کدام آواز را زمزمه کنم
در آنجا که بودن و نبودن آدمها تنها به نیروی تکان دادن دستشان در هنگام وداع است
در آنجا که تفکر تنها مایه خود پرستی است
در آنجا که عشق نیاز خود است
در آنجا که دوست داشتن برای دوست نیست و هر کلامی درآغاز وداع را در پی خواهد داشت
در آنجا که قلم تنها برای نوشتن است نه آفرینش
و نوشتن تنها در کاغذ است
چگونه مرگ قناری را به گوش دگران رسانم
ای قناری مرد، عشق مرد ، زندگی مرد
و من تنها عزادار او هستم و تو نیز تنها نظاره گر منی که مانده ای
ببین چگونه بیان به تسخیر کلام درآمده
ببین چگونه نا امیدی بر امید سلطه افکنده
تو تنها معلم امید من بودی که نیز نا امید شده ای
و روزی خواهی رفت
اشک ریزان
در شبی که هر گز طلوعی ندارد
در روزی که روشنی ندارد
من تنهایم و بی تو تنها می میرم.

(نقل به مضمون)

نوشته شده توسط تایماز در شنبه 1386/06/03 ساعت 13:6 | لینک ثابت |

درباره وبلاگ

گاهی آنقدر عاشقم که دلم برای ترانه کوتاهی که در باران خواندی؛ تنگ می شود و
دوست دارم نام تو را بر سینه درختانی که هنوز بالغ نشده اند حک کنم.
و گاهی آنقدر سردم که شکوفه ها را در باد رها می کنم و در اتاقی از برف به خواب می روم.
گاهی آنقدر شاعرم که دوست دارم تا قیامت زیر باران بایستم و برای پروانه های خشک شده گریه کنم و
گاهی آنقدر سنگم که دلم برای چشمهای تو تنگ نمی شود و بوسه هایم
را در دفترچه خاطراتم پنهان می کنم...............................

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ

قند و عسل ها
دختر نیمه شبهای تاریک(حنانه)***
تـقـصـیـر مـن نـبـود ....(نيلو)
باران(سميه و حنانه){عشقه هکرها بود}
اياهو(ساقي)
جدی نگیر...!!(سلي)
کاش بفهمی(نازنین)
تینا(calm)
رو به انتحار(سایه همشهری عزیزم)
در گذرگاه سبز خاطره ها(م.حمیدی)
دارالسلام(بزدل شجاع)
معلوم هنر دوست
مجهول
زوج شیکپوش(آیسان&بابک)
دلم برات تنگ شده(سحر)
نجواي نيمه شب(سایه)
محسن بی ادب
نازنین عاشق(مهناز)
تقصیر من نبود ....(نيلو)(یادگاری موند)
بيا تو عامو(آرمین)
رو به فردا(رکسانا)
لارس
ابری تر از پاییز(باران پاييزي)
نمیدونی چقدر دلم گرفته(شیده)
عشق هميشگي تويي(شکوفه اشک پاییز)
بروبچ سرخ دل
× معبد نيايش × ( سها خانومي)
هيچكس تنهايي ام را حس نكرد(رويا)
گـل يـخ(نازنين)
faranak mamosheh(فرانك خانوم)
(( دیگه می زارمت کنار )){دختر خاله نيلو}
و باز تقصير من نبودي ديگر
غریب آشنا ( داداش نازنینم)**
موفقیت مال ماست اینو یادت نره( آبجی ستاره عزیز)
پرسياوشان( مينا)
قالب وبلاگ بلگفا

طراح قالب

Copyright (C) 2007, http://taymaz.blogfa.com. all right reserved
Design by تايماز گلوله يخ